خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از جذابیتهای معشوق و تأثیرات آن بر خود سخن میگوید. شاعر از نگاههای مستانه، ابروی خمیده و مژگان معشوق یاد میکند و بیان میکند که زیبایی معشوق باعث سلب آرامش او شده است. همچنین، شاعر از عشق بیپایان خود میگوید و اینکه حاضر است بارها قربانی این عشق شود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق شدید و فداکاری ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی داشته باشد.
شماره ۵۳۹ - هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر
هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر
هر گوشه ای فکندی، در خون شکار دیگر ۱
نرگس اگر چه خود را مخمور می نماید
چشم سیاه مستت، دارد خمار دیگر ۲
حسنت به کار عاشق یک مو نکرد تقصیر
ابرو به تیغ بازی، مژگان به کار دیگر ۳
صد بار اگر بریزی با تیغ غمزه خونم
بازت به معرض آرم، جان فگار دیگر ۴
تا چند سرگرانی، با بیدل حزینت؟
خونش توگر نریزی ، عاشق شکار دیگر ۵
هر گوشه ای فکندی، در خون شکار دیگر ۱
نرگس اگر چه خود را مخمور می نماید
چشم سیاه مستت، دارد خمار دیگر ۲
حسنت به کار عاشق یک مو نکرد تقصیر
ابرو به تیغ بازی، مژگان به کار دیگر ۳
صد بار اگر بریزی با تیغ غمزه خونم
بازت به معرض آرم، جان فگار دیگر ۴
تا چند سرگرانی، با بیدل حزینت؟
خونش توگر نریزی ، عاشق شکار دیگر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۸ - سبز شد خط لبّ یار، بهار است بهار
گوهر بعدی:شماره ۵۴۰ - من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.