کودکان به سجده افتادند و از خداوند درخواست کردند که از رنج و بیم دور باشند. سپس به سوی خانههایشان رفتند. مادرانشان از این رفتار خشمگین شدند و آنها را به خاطر بازیگوشی سرزنش کردند. کودکان عذر آوردند که این رفتار به دلیل بیماری معلمشان بوده است. مادران به دروغگویی آنها مشکوک شدند و تصمیم گرفتند صبح به مدرسه بروند تا حقیقت را بیابند. کودکان از مادران خواستند تا حقیقت را کشف کنند.
این متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی سادهای است که برای کودکان در این سن قابل درک و آموزنده است. همچنین، زبان و ساختار آن برای این گروه سنی مناسب و جذاب میباشد.
بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر
دور بادا از تو رَنْجوریّ و بیم ۱
پَس بُرون جَسْتند سویِ خانهها
هَمچو مُرغانْ در هوایِ دانهها ۲
مادَرانْشان خشمگین گشتند و گفت
روزِ کُتّاب و شما با لَهْو جُفْت؟ ۳
عُذْر آوردند کِی مادر تو بیست
این گناه از ما و از تَقصیر نیست ۴
از قَضایِ آسْمان اُستادِ ما
گشت رَنْجور و سَقیم و مُبْتَلا ۵
مادران گفتند مَکْر است و دروغ
صد دروغ آرید بَهرِ طَمْعِ دوغ ۶
ما صَباح آییم پیشِ اوسْتا
تا بِبینیم اَصْلِ این مَکْرِ شما ۷
کودکان گفتند بِسْمِ اللهْ رَوید
بر دروغ و صِدْقِ ما واقِف شوید ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.