خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، شور و شوق، و نالههای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از قدرت عشق و تأثیر آن بر ضعیفان و قویان میگوید و از نالهها و گریههای خود که حتی طبیعت را تحت تأثیر قرار میدهد، یاد میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، جنون عشق، و تضاد بین عقل و احساس اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۶ - ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد
ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد
ز جان سخت من این دشنهٔ فولاد می لرزد ۱
بَرَد از جا نهیب ناله ی من ، صبر مجنون را
ز سیل گریه ام بر خود شط بغداد می لرزد ۲
شکوهی عشق بخشیده ست بازوی ضعیفان را
که تیغ کوهسار از تیشه ی فرهاد می لرزد ۳
زگلبانگ صفیرم می تپد دل، عندلیبان را
ز کلک خوش صریرم خامه فولاد می لرزد ۴
زبان عشق ترسان است از دم سردی واعظ
که شمع شعله ور در رهگذار باد می لرزد ۵
نمی گردد به جایی پای ناقص فطرتان محکم
به حال این سبک مغزان، دل الحاد می لرزد ۶
گدا و شاه را از خاکساران است آسایش
زمین چون می تپد ویرانه و آباد می لرزد ۷
کند جایی که آن قامت قیامت، جلوه آرایی
ز باد دامن او رایت شمشاد می لرزد ۸
حزین از سردسیر عقل بیرون ناله ای سر کن
که سرما خوردگان را درگلو فریاد می لرزد ۹
ز جان سخت من این دشنهٔ فولاد می لرزد ۱
بَرَد از جا نهیب ناله ی من ، صبر مجنون را
ز سیل گریه ام بر خود شط بغداد می لرزد ۲
شکوهی عشق بخشیده ست بازوی ضعیفان را
که تیغ کوهسار از تیشه ی فرهاد می لرزد ۳
زگلبانگ صفیرم می تپد دل، عندلیبان را
ز کلک خوش صریرم خامه فولاد می لرزد ۴
زبان عشق ترسان است از دم سردی واعظ
که شمع شعله ور در رهگذار باد می لرزد ۵
نمی گردد به جایی پای ناقص فطرتان محکم
به حال این سبک مغزان، دل الحاد می لرزد ۶
گدا و شاه را از خاکساران است آسایش
زمین چون می تپد ویرانه و آباد می لرزد ۷
کند جایی که آن قامت قیامت، جلوه آرایی
ز باد دامن او رایت شمشاد می لرزد ۸
حزین از سردسیر عقل بیرون ناله ای سر کن
که سرما خوردگان را درگلو فریاد می لرزد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۵ - به سنگ حادثه خونم چو پایمال شود
گوهر بعدی:شماره ۴۹۷ - نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.