خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، فراق و درد دل سخن میگوید. شاعر از شور درونی، فتنههای عشق، طولانی شدن شبهای فراق و نالههای دل شکسته یاد میکند. همچنین به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح و جان اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین برخی از مضامین مانند درد فراق و نالههای درونی نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند.
شماره ۴۸۳ - نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند ۱
شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای
گرد خرابی از دل معمور شد بلند ۲
هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز
از یاد زلف او شب دیجور شد بلند ۳
کوته کند فسانهٔ گلبانگ عندلیب
هر جا حدیث آن رخ مستور شد بلند ۴
یک چند راز عشق ز خامان نهفته بود
باز این ترانه از لب منصور شد بلند ۵
یا رب که دید سرو سهی پیکر تو را
کآوازه اش چو مصرع مشهور شد بلند؟ ۶
بانگ دراست قافله درد را حزین
هر ناله ای که از دل رنجور شد بلند ۷
جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند ۱
شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای
گرد خرابی از دل معمور شد بلند ۲
هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز
از یاد زلف او شب دیجور شد بلند ۳
کوته کند فسانهٔ گلبانگ عندلیب
هر جا حدیث آن رخ مستور شد بلند ۴
یک چند راز عشق ز خامان نهفته بود
باز این ترانه از لب منصور شد بلند ۵
یا رب که دید سرو سهی پیکر تو را
کآوازه اش چو مصرع مشهور شد بلند؟ ۶
بانگ دراست قافله درد را حزین
هر ناله ای که از دل رنجور شد بلند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۲ - کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
گوهر بعدی:شماره ۴۸۴ - من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.