خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و انتظار سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از رنجهای عشق و امید به وصال میگوید و آرزو میکند که دردهایش به شادی تبدیل شوند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی برای درک کامل داشته باشند.
شماره ۴۶۰ - شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
چو گردباد به گردت غبار من گردد ۱
به رهگذار تو چندان رخ امید نهم
که وعده ات خجل از انتظار من گردد ۲
به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانی
اگر دلت خبر از خار خار من گردد ۳
شکوه عشق نگر کز ره فتادگیم
اجل کناره کند گر دچار من گردد ۴
خدا کند که از آن تیغ آبدار حزین
شکفته روییِ زخمِ بهارِ من گردد ۵
چو گردباد به گردت غبار من گردد ۱
به رهگذار تو چندان رخ امید نهم
که وعده ات خجل از انتظار من گردد ۲
به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانی
اگر دلت خبر از خار خار من گردد ۳
شکوه عشق نگر کز ره فتادگیم
اجل کناره کند گر دچار من گردد ۴
خدا کند که از آن تیغ آبدار حزین
شکفته روییِ زخمِ بهارِ من گردد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۹ - خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۱ - آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.