خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیباییهای معشوق و احساسات خود سخن میگوید. او از زلف، مژگان، و بناگوش معشوق با عباراتی پراحساس یاد میکند و به مضامینی مانند عشق، حسرت، و جستجوی معنویت اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۴۳۶ - دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
مهتاب بناگوشت فرخنده شبی دارد ۱
در عربده می باشد چون ترک تقاضایی
مژگان تو پنداری از ما طلبی دارد ۲
در میکده خاکم را پیمانه کنی یا رب
شاید دل حسرت کش لب را به لبی دارد ۳
ای دل نشوی غافل از فیض بناگوشش
در پرده سواد خط صبح عجبی دارد ۴
افسانه کند خوابش آشوب قیامت را
دل بیهده در کویش شور و شغبی دارد ۵
بی رنج نشد حاصل، نه کفر نه ایمانم
از بتکده تا کعبه هر جا ادبی دارد ۶
بگشای حزین چشمی کان مهر جهان آرا
در محمل هر ذرّه لیلی نسبی دارد ۷
مهتاب بناگوشت فرخنده شبی دارد ۱
در عربده می باشد چون ترک تقاضایی
مژگان تو پنداری از ما طلبی دارد ۲
در میکده خاکم را پیمانه کنی یا رب
شاید دل حسرت کش لب را به لبی دارد ۳
ای دل نشوی غافل از فیض بناگوشش
در پرده سواد خط صبح عجبی دارد ۴
افسانه کند خوابش آشوب قیامت را
دل بیهده در کویش شور و شغبی دارد ۵
بی رنج نشد حاصل، نه کفر نه ایمانم
از بتکده تا کعبه هر جا ادبی دارد ۶
بگشای حزین چشمی کان مهر جهان آرا
در محمل هر ذرّه لیلی نسبی دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۵ - خدا در ماتم آسودگی شادم نگهدارد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۷ - سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.