خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

در این متن، شخصیت‌ها از مادر و بابا درخواست راهنمایی می‌کنند تا به گور بابا برسند. سپس از بابا می‌خواهند که خبری از شاه به آن‌ها بدهد، زیرا شاه در تنگنا قرار گرفته و نیاز به کمک دارد. آن‌ها از بابا می‌خواهند که اگر سحر یا خدایی در کار است، به آن‌ها خبر دهد تا سجده کنند و به کیمیا برسند. در نهایت، آن‌ها از ناامیدی به امید می‌رسند و از رانده‌شدگی به کرم الهی پناه می‌برند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند سحر، کیمیا، و سجده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام

بعد از آن گفتند ای مادر بیا
گورِ بابا کو؟ تو ما را رَهْ نِما ۱

بُردَشان بر گورِ او بِنْمود راه
پس سه‌روزه داشتند از بَهرِ شاه ۲

بعد از آن گفتند ای بابا به ما
شاه پیغامی فرستاد از وَجا ۳

که دو مَرد او را به تَنگ آورده‌اند
آبِ رویَش پیشِ لشکر بُرده‌اند ۴

نیست با ایشانْ سِلاح و لَشْکری
جُز عَصا و در عَصا شور و شَری ۵

تو جهانِ راستانْ دَر رَفته‌یی
گَرچه در صورت به خاکی خُفته‌یی ۶

آن اگر سِحْر است ما را دِهْ خَبَر
وَرْ خدایی باشد ای جانِ پدر ۷

هم خَبَر دِهْ تا که ما سَجْده کنیم
خویشتن بر کیمیایی بَر زَنیم ۸

ناامیدانیم و اومیدی رَسید
رانْدگانیم و کَرَم ما را کَشید ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحران
گوهر بعدی:بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.