خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و شوریدگی سخن میگوید و با تصاویری مانند بیابان قیامت، داغ نگونکرده، و دیوان قیامت، حالات عاشقانه و حزنآلود را به تصویر میکشد. شاعر از ناصح میخواهد که پرده از رسوایی او برندارد و به عشق و جنون خود اشاره میکند. همچنین، از شورش دل و پایان یافتن دکان قیامت در عشق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۲۵۸ - عشق است به دل شور بیابان قیامت
عشق است به دل شور بیابان قیامت
بر داغ نگون کرده نمکدان قیامت ۱
ناصح، تو به رسوایی ما پرده مپوشان
این چاک گذشته ست ز دامان قیامت ۲
در سنگ چه مقدار بود جلوه شرر را
تنگ است به مجنون تو میدان قیامت ۳
امروز برد شورش دل رونق فردا
برچیده شد از عشق تو دکان قیامت ۴
چون غنچه کشیده ست حزین ، سر به گریبان
از خجلت دیوان تو، دیوان قیامت ۵
بر داغ نگون کرده نمکدان قیامت ۱
ناصح، تو به رسوایی ما پرده مپوشان
این چاک گذشته ست ز دامان قیامت ۲
در سنگ چه مقدار بود جلوه شرر را
تنگ است به مجنون تو میدان قیامت ۳
امروز برد شورش دل رونق فردا
برچیده شد از عشق تو دکان قیامت ۴
چون غنچه کشیده ست حزین ، سر به گریبان
از خجلت دیوان تو، دیوان قیامت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - الهی به قربان سرگشتگانت
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.