خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است که در آن از مفاهیمی مانند عشق، مستی، وحدت وجود، و عرفان استفاده شده است. شاعر معشوق را در همه چیز میبیند و عشق به او را اساس زندگی خود میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۲۴۷ - بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
خراب جلوهٔ مستانهٔ اوست ۱
کند سوسن به شکرش، تر زبانی
لب هر غنچه در افسانهٔ اوست ۲
سر و کارم بود با شعله خویی
دل گرم من آتشخانهٔ اوست ۳
نمی دانم به محفل این چه شمعیست
که جان قدسیان پروانهٔ اوست ۴
نشان ز آن یار هر جایی چه جویی؟
دل هر ذره ای کاشانهٔ اوست ۵
اگر میخوارهای از عشق مگسل
محبت ساقی پیمانهٔ اوست ۶
حیات من بود در دست ساقی
شراب خضر، در پیمانهٔ اوست ۷
حزین ازکوی معماران گل نیست
خرابات محبّت خانهٔ اوست ۸
خراب جلوهٔ مستانهٔ اوست ۱
کند سوسن به شکرش، تر زبانی
لب هر غنچه در افسانهٔ اوست ۲
سر و کارم بود با شعله خویی
دل گرم من آتشخانهٔ اوست ۳
نمی دانم به محفل این چه شمعیست
که جان قدسیان پروانهٔ اوست ۴
نشان ز آن یار هر جایی چه جویی؟
دل هر ذره ای کاشانهٔ اوست ۵
اگر میخوارهای از عشق مگسل
محبت ساقی پیمانهٔ اوست ۶
حیات من بود در دست ساقی
شراب خضر، در پیمانهٔ اوست ۷
حزین ازکوی معماران گل نیست
خرابات محبّت خانهٔ اوست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.