خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، رنجهای عاشقانه و امید میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند «جام جم» و «دیوانه و مجنون»، احساسات عمیق خود را بیان میکند و از داغ عشق و حسرت یار میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۱۲ - در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
گرچشم وفا نیست، امید ستمی هست ۱
شد روشنم ازگوشهٔ خود، سرّ دو عالم
آیینهٔ زانوست، اگر جام جمی هست ۲
می خواست رقیب از سخنم رنجه کند دل
دیوانه گمان داشت، به مجنون قلمی هست ۳
با من نتواند غم ایام برآید
از داغ تو صحرای دلم را حشمی هست ۴
از یار حزین دل و دین داده چه پرسی؟
پیداست که هر بتکده ای را صنمی هست ۵
گرچشم وفا نیست، امید ستمی هست ۱
شد روشنم ازگوشهٔ خود، سرّ دو عالم
آیینهٔ زانوست، اگر جام جمی هست ۲
می خواست رقیب از سخنم رنجه کند دل
دیوانه گمان داشت، به مجنون قلمی هست ۳
با من نتواند غم ایام برآید
از داغ تو صحرای دلم را حشمی هست ۴
از یار حزین دل و دین داده چه پرسی؟
پیداست که هر بتکده ای را صنمی هست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.