خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناکامی در عشق است. شاعر از بیتوجهی معشوق، ناتوانی در درمان زخمهای دل، و تلاش بیثمر برای رسیدن به وصال سخن میگوید. همچنین، او از نادانی دیگران در درک درد عشق و بیوفایی دنیا گلایه میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۱ - از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
آری خبر از درد کسی نیست کسی را ۱
هر خیره سری چاشنی درد نداند
از مائدهٔ عشق، چه قسمت مگسی را ۲
زخم دل نالان مرا، چاره محال است
مرهم چه نهی سینهٔ چاک جرسی را؟ ۳
شرمندهٔ یک بوسه نیم زان لب جان بخش
هرگز نپذیرفت ز ما، ملتمسی را ۴
گلگشت چمن گر به زغن گشت مسلّم
در بسته به ما داد محبت قفسی را ۵
رفتند چو باد سحری، خرده شناسان
چون گل به دعا می طلبم، همنفسی را ۶
با پردهٔ گوشی، نشود ساز خروشم
در خاک برم حسرت فریاد رسی را ۷
با سفله، سری همّت آزاده ندارد
هرگز گل دستار نسازیم خسی را ۸
رفته ست حزین از گرهت تا زده ای دم
حیف است غنیمت نشماری نفسی را ۹
آری خبر از درد کسی نیست کسی را ۱
هر خیره سری چاشنی درد نداند
از مائدهٔ عشق، چه قسمت مگسی را ۲
زخم دل نالان مرا، چاره محال است
مرهم چه نهی سینهٔ چاک جرسی را؟ ۳
شرمندهٔ یک بوسه نیم زان لب جان بخش
هرگز نپذیرفت ز ما، ملتمسی را ۴
گلگشت چمن گر به زغن گشت مسلّم
در بسته به ما داد محبت قفسی را ۵
رفتند چو باد سحری، خرده شناسان
چون گل به دعا می طلبم، همنفسی را ۶
با پردهٔ گوشی، نشود ساز خروشم
در خاک برم حسرت فریاد رسی را ۷
با سفله، سری همّت آزاده ندارد
هرگز گل دستار نسازیم خسی را ۸
رفته ست حزین از گرهت تا زده ای دم
حیف است غنیمت نشماری نفسی را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - وفاپیشگان، دوستداران خدا را
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.