خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دشمنی به نام «دغا» (فریب) شکایت می‌کند که او را بیدار کرده و عقل و دانش را از او گرفته است. شاعر تأکید می‌کند که تنها از کسانی چیزی می‌خواهد که شایسته آن باشند و به دنبال چیزهای بیهوده مانند شیرینی از سرکه یا لشکر از افراد ضعیف نیست. او همچنین از شیطان و نیرنگ‌هایش دوری می‌جوید و بر راستی و حقیقت پافشاری می‌کند. در نهایت، شاعر با صبر و مقاومت در برابر وسوسه‌های شیطان، بر او پیروز می‌شود.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده مانند «دغا»، «شیطان»، و «خمر» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

بخش ۷۲ - به اقرار آوردن معاویه ابلیس را

تو چرا بیدار کردی مَر مرا؟
دشمنِ بیداری‌یی تو ای دَغا ۱

همچو خَشْخاشی، همه خواب آوَری
هَمچو خَمْری، عقل و دانش را بَری ۲

چارْمیخَت کرده‌ام، هین راست گو
راست را دانم، تو حیلَت‌ها مَجو ۳

من زِ هر کَس آن طَلَب دارم که او
صاحبِ آن باشد اَنْدَر طَبْع و خو ۴

من زِ سِرکه می‌نَجویَم شِکَّری
مَر مُخَنَّث را نگیرم لشکری ۵

هَمچو گَبْرانْ من نَجویَم از بُتی
کو بُوَد حَق یا خود از حَق آیَتی ۶

من زِ سَرگین می‌نَجویَم بویِ مُشک
من در آبِ جو نَجویَم خِشْتِ خُشک ۷

من زِ شیطان این نَجویَم کوست غیر
کو مرا بیدار گرداند به خیر ۸

گفت بسیار آن بلیس از مَکْر و غَدْر
میر ازو نَشْنید، کرد اِسْتیز و صَبر ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را
گوهر بعدی:بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.