محتسب در نیمهشب به مرد مستی برمیخورد که در کنار دیوار خوابیده است. محتسب از او میپرسد چه نوشیدهای و مرد مست پاسخ میدهد که از محتویات سبو نوشیده است. محتسب اصرار میکند که بگوید در سبو چه بوده، اما مرد مست با طنز و بازی با کلمات پاسخ میدهد که آنچه نوشیده در سبو مخفی است. این گفتوگو ادامه مییابد و محتسب گیج میشود. در نهایت، مرد مست با شوخی و طنز از محتسب میخواهد که او را رها کند و به کار خود برود.
این متن دارای مفاهیم طنزآمیز و بازی با کلمات است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و تعامل با محتسب نیاز به درک اجتماعی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان
در بُنِ دیوارْ مَستی خُفته دید ۱
گفت هِی مَستی، چه خوردهستی؟ بگو
گفت ازین خوردم که هست اَنْدَر سَبو ۲
گفت آخِر در سَبو واگو که چیست؟
گفت ازان که خوردهام گفت این خَفیست ۳
گفت آنچه خوردهیی آن چیست آن؟
گفت آن که در سَبو مَخْفیست آن ۴
دور میشُد این سوآل و این جواب
مانْد چون خَر مُحْتَسِب اَنْدَر خَلاب ۵
گفت او را مُحتَسِب هین، آه کُن
مَستْ هوهو کرد هنگامِ سُخُن ۶
گفت گفتم آه کُن، هو میکُنی؟
گفت من شاد و تو از غَمْ مُنْحَنی ۷
آه از دَرد و غَم و بیدادی است
هوی هویِ مِیْخوران از شادی است ۸
مُحْتَسب گفت این نَدانَم، خیزْ خیز
مَعْرِفَت مَتْراش و بُگْذار این سِتیز ۹
گفت رو، تو از کجا من از کجا؟
گفت مَستی، خیز تا زندان بیا ۱۰
گفت مَست ای مُحْتَسِب بُگْذار و رو
از برهنه کِی توان بُردن گِرو؟ ۱۱
گَر مرا خود قُوَّتِ رَفتن بُدی
خانهٔ خود رَفْتَمی، وین کِی شُدی؟ ۱۲
من اگر با عقل و با اِمْکانَمی
هَمچو شَیخان بر سَرِ دُکّانَمی ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.