شیخ امت بایزید برای انجام حج و عمره به سوی مکه میدوید. او در هر شهری که وارد میشد، ابتدا به دنبال افراد دانا و بصیر میگشت. متن تأکید میکند که در هر سفری، ابتدا باید به دنبال مردانگی و فضیلت بود و سپس به دنبال اهداف دیگر رفت. همچنین، متن اشاره میکند که اگر قصد اصلی درست باشد، اهداف فرعی نیز به دنبال آن محقق خواهند شد. در نهایت، متن به اهمیت قصد و نیت در انجام اعمال معنوی مانند حج و معراج اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم فلسفی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی میکن
از برایِ حَجّ و عُمْره میدَوید ۱
او به هر شهری که رفتی از نَخُست
مَر عزیزان را بِکَردی بازجُست ۲
گِردْ میگشتی که اَنْدر شهر کیست
کو بر اَرکانِ بَصیرت مُتَّکیست؟ ۳
گفت حَقْ اَنْدر سَفَر هر جا رَوی
باید اوَّل طالِبِ مَردی شَوی ۴
قَصدِ گنجی کُن که این سود و زیان
در تَبَع آید، تو آن را فَرْع دان ۵
هر کِه کارَد، قَصدْ گندم باشدَش
کاهْ خود اَنْدر تَبَع میآیَدَش ۶
کَهْ بِکاری، بَرنیایَد گندمی
مَردمی جو، مَردمی جو، مَردمی ۷
قَصدِ کعبه کُن چو وَقتِ حَج بُوَد
چون که رفتی، مکّه هم دیده شود ۸
قَصد در مِعْراجْ دیدِ دوست بود
درتَبَعْ عَرش و مَلایِک هم نِمود ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.