متن حاضر یک گفتگوی عرفانی و معنوی بین خداوند و موسی (ع) را به تصویر میکشد. در این گفتگو، خداوند از موسی میپرسد که چرا از رنجوری او نپرسیده است و موسی در پاسخ به پاکی و بینقصی خداوند اشاره میکند. خداوند توضیح میدهد که رنجوری بندهاش، رنجوری خود اوست و هر کس که بخواهد با خدا همنشین شود، باید در حضور اولیا بنشیند. همچنین، هشدار داده میشود که دوری از اولیا و افتادن به دام مکر شیطان میتواند به هلاکت فرد بینجامد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم فلسفی و معنوی دارد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی
کِی طُلوعِ ماهْ دیده تو زِ جیب ۱
مَشرِقَت کردم زِ نورِ ایزدی
من حَقَم، رَنْجور گشتم، نامَدی ۲
گفت سُبْحانا، تو پاکی از زیان
این چه رَمْز است؟ این بِکُن یارَب بَیان ۳
باز فَرمودَش که در رَنْجوریاَم
چون نَپُرسیدی تو از رویِ کَرَم؟ ۴
گفت یارَب نیست نُقْصانی تو را
عقل گُم شُد، این سُخَن را بَرگُشا ۵
گفت آری، بَندهٔ خاصِ گُزین
گشت رَنْجور، او مَنَم، نیکو بِبین ۶
هست مَعْذوریش مَعْذوریِّ من
هست رَنْجوریش رَنْجوریِّ مَن ۷
هر کِه خواهد همنِشینیِّ خدا
تا نِشینَد در حُضورِ اَوْلیا ۸
از حُضورِ اَوْلیا گَر بِسْکُلی
تو هَلاکی زان که جُزوی بیکُلی ۹
هر کِه را دیو از کَریمان وابُرَد
بیکَسَش یابَد، سَرَش را او خورَد ۱۰
یک بَدَسْت از جمع رفتن یک زمان
مَکْرِ دیو است، بِشْنو و نیکو بِدان ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.