این متن داستانی است درباره یک روستایی که گاوش توسط شیر خورده میشود و شیر به جای گاو مینشیند. روستایی شبانه به دنبال گاو میگردد و با شیر مواجه میشود. شیر با گستاخی توضیح میدهد که اگر روشنی بیشتری بود، روستایی از ترس میمرد. سپس متن به موضوع تقلید کورکورانه و عواقب آن اشاره میکند و از طریق تمثیل و اشاره به آیات قرآنی، خطرات تقلید بدون تفکر را هشدار میدهد.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و دینی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد. همچنین استفاده از تمثیلها و اشارات قرآنی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را بظن آنک گاو اوست
شیرْ گاوَش خورْد و بر جایَش نِشَست ۱
روستایی شُد در آخُر سویِ گاو
گاو را میجُست شبْ آن کُنجکاو ۲
دست میمالید بر اَعْضایِ شیر
پُشت و پَهْلو، گاه بالا، گاه زیر ۳
گفت شیر اَرْ روشنی اَفْزون شُدی
زَهرهاَش بِدْریدی و دلْ خون شُدی ۴
این چُنین گُستاخْ زان میخارَدَم
کو درین شبْ گاو میپِنْدارَدَم ۵
حَق هَمیگوید که ای مَغْرورِ کور
نه زِ نامَم پاره پاره گشت طور؟ ۶
که لَوْ اَنْزَلْنا کِتابًا لِلْجَبَلْ
لَانْصَدَعْ ثُمَّ اَنْقَطَعْ ثُمَّ ارْتَحَلْ ۷
از من اَرْ کوهِ اُحُد واقِف بُدی
پاره گشتیّ و دِلَش پُر خون شُدی ۸
از پدر وَزْ مادر این بِشْنیدهیی
لاجَرَم غافِل دَرین پیچیدهیی ۹
گَر تو بیتَقلید ازین واقِفْ شَوی
بینِشان از لُطْفْ چون هاتِفْ شَوی ۱۰
بِشْنو این قِصّه پِیِ تَهدید را
تا بِدانی آفَتِ تَقْلید را ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.