خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از مفاهیم عرفانی و فلسفی سخن میگوید. او از رشک روشنی، بحر و سد، و مفاهیمی مانند جسم و روح صحبت میکند. شاعر مخاطب را به گذر از مادیات و توجه به معنویات دعوت میکند و از او میخواهد که به جای توجه به ظواهر، به حقیقت درونی بپردازد. در نهایت، شاعر از شنیدن افسانهها و جدا کردن دانه از که (ظاهر از باطن) سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت
کِی گُذارد آنکه رَشکِ روشنیست
تا بگویم آنچه فَرض و گفتنیست؟ ۱
بَحرْ کَفْ پیش آرَد و سَدّی کُند
جَر کُند، وَزْ بَعدِ جَر مَدّی کُند ۲
این زمان بِشنو چه مانِع شُد، مگر
مُستَمِع را رفت دلْ جایِ دِگَر ۳
خاطِرَش شُد سویِ صوفیِّ قُنُق
اَنْدَر آن سودا فُرو شُد تا عُنُق ۴
لازم آمد باز رفتن زین مَقال
سوی آن افسانه بَهرِ وَصفِ حال ۵
صوفی آن صورت مَپِندار ای عزیز
هَمچو طِفلان تا کِی از جَوْز و مَویز؟ ۶
جسم ما جَوْز و مویز است ای پسر
گَر تو مَردی، زین دو چیز اَنْدَر گُذَر ۷
وَرْ تو اَنْدَر نَگذری، اِکْرامِ حَق
بُگذَرانَد مَر تو را از نُه طَبَق ۸
بِشنو اکنون صورتِ اَفسانه را
لیکْ هین از کَهْ جُدا کُن دانه را ۹
تا بگویم آنچه فَرض و گفتنیست؟ ۱
بَحرْ کَفْ پیش آرَد و سَدّی کُند
جَر کُند، وَزْ بَعدِ جَر مَدّی کُند ۲
این زمان بِشنو چه مانِع شُد، مگر
مُستَمِع را رفت دلْ جایِ دِگَر ۳
خاطِرَش شُد سویِ صوفیِّ قُنُق
اَنْدَر آن سودا فُرو شُد تا عُنُق ۴
لازم آمد باز رفتن زین مَقال
سوی آن افسانه بَهرِ وَصفِ حال ۵
صوفی آن صورت مَپِندار ای عزیز
هَمچو طِفلان تا کِی از جَوْز و مَویز؟ ۶
جسم ما جَوْز و مویز است ای پسر
گَر تو مَردی، زین دو چیز اَنْدَر گُذَر ۷
وَرْ تو اَنْدَر نَگذری، اِکْرامِ حَق
بُگذَرانَد مَر تو را از نُه طَبَق ۸
بِشنو اکنون صورتِ اَفسانه را
لیکْ هین از کَهْ جُدا کُن دانه را ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق
گوهر بعدی:بخش ۸ - التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.