این متن به موضوع دروغ و صداقت میپردازد و تفاوت بین ظاهر و باطن را بررسی میکند. در بخشی از متن، اشاره میشود که برخی افراد برای رسیدن به اهداف خود از دروغ استفاده میکنند، حتی اگر این کار به ضرر دیگران باشد. همچنین، متن به این موضوع اشاره دارد که برخی مشکلات مانند کمبود نان (مشکلات مادی) در ظاهر دیده میشوند، اما مشکلات عمیقتر مانند کمبود جان (معنویت) در درون افراد نهفته است.
متن دارای مفاهیم فلسفی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر
در حَقِ او نافِع آید آن دُروغ ۱
او به قَصدِ نیکِ خود جایی رَسَد
گَرچه جان پِنْداشت و آن آمد جَسَد ۲
چون تَحَرّی در دلِ شبْ قِبْله را
قبله نیّ و آن نمازِ او رَوا ۳
مُدَّعی را قَحْطِ جان اَنْدر سِر است
لیکْ ما را قَحْطِ نانْ بر ظاهِر است ۴
ما چرا چون مُدَّعی پنهان کُنیم؟
بَهرِ ناموسِ مُزَوَّر جان کَنیم؟ ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.