بوجهل از پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، میپرسد که در مشت او چه چیزی است و اگر او پیامبر است، باید بتواند آن را حدس بزند. پیامبر پاسخ میدهد که میتواند آنچه در مشت بوجهل است را بگوید یا اینکه خود سنگها گواهی دهند. بوجهل گزینه دوم را غیرممکن میداند، اما پیامبر تأکید میکند که خداوند قادر است. سپس سنگها از مشت بوجهل خارج شده و شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر میدهند. بوجهل از خشم سنگها را به زمین میزند.
این متن دارای مفاهیم دینی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به درک مفاهیم انتزاعی مانند معجزه و شهادت دارد که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او
گفت ای اَحمَد بگو این چیست زود؟ ۱
گَر رَسولی، چیست در مُشتَم نَهان؟
چون خَبَر داری زِ رازِ آسْمان ۲
گفت چون خواهی؟ بگویم آن چههاست
یا بگویند آن که ما حَقّیم و راست؟ ۳
گفت بوجَهْل این دُوُم نادِرتَر است
گفت آری، حَق از آن قادرتَر است ۴
از میانِ مُشتِ او هر پاره سَنگ
در شَهادت گفتن آمد بیدِرَنگ ۵
لا اِلهَ گفت و اِلَّا اللّهْ گفت
گوهرِ اَحمَد رَسولُ اللّه سُفت ۶
چون شَنید از سنگها بوجَهْل این
زَد زِ خشمْ آن سنگها را بر زمین ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.