متن یک تمثیل است که در آن یک مگس خود را با کشتیبانی مقایسه میکند که بر روی دریایی از بول خر و برگ کاه حرکت میکند. مگس ادعا میکند که دریا و کشتی را میشناسد و خود را مرد کشتیبان و اهل رایزن میداند. اما در واقعیت، این تصورات او وهمی بیش نیستند و او قادر به درک حقیقت نیست. متن به نقد تأویلهای باطل و وهمآلود میپردازد و نشان میدهد که چگونه تصورات نادرست میتوانند انسان را از حقیقت دور کنند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از تمثیلهای پیچیده و نقد تأویلهای باطل ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۶۰ - زیافت تاویل رکیک مگس
هَمچو کَشتی بانْ هَمی اَفْراشت سَر ۱
گفت من دریا و کَشتی خواندهام
مُدتی در فکرِ آن میماندهام ۲
اینَک این دریا و این کَشتیّ و، من
مَردِ کَشتی بان و اَهْل و رایزَن ۳
بَر سَرِ دریا هَمی رانْد او عَمَد
مینِمودَش آن قَدَر بیرون زِ حَد ۴
بود بیحَد آن چَمین نِسْبَت بِدو
آن نَظَر که بیند آن را راست کو؟ ۵
عالَمَش چندان بُوَد کِشْ بینِش است
چَشمْ چندین بَحْر هم چندینَش است ۶
صاحِبِ تأویلِ باطِلْ چون مگس
وَهْمِ او بَوْلِ خَر و تصویرْ خَس ۷
گَر مگس تأویل بُگْذارد به رای
آن مگس را بَخت گرداند هُمای ۸
آن مگس نَبْوَد کِشْ این عِبْرَت بُوَد
روحِ او نه دَرخورِ صورت بُوَد ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.