متن بالا از مولانا جلالالدین رومی است که به موضوعات عرفانی و معنوی میپردازد. در این متن، شاعر از اهمیت دوری از حواس ظاهری و تمرکز بر باطن و درون سخن میگوید. او تأکید میکند که برای درک حقیقت و شنیدن ندای درونی، باید از گفتوگوهای بیهوده و حواس مادی فاصله گرفت و به سکوت و تفکر عمیق روی آورد. همچنین، شاعر به تفاوت میان سیر ظاهری و سیر باطنی اشاره میکند و بیان میکند که حقیقت در درون و فراسوی دنیای مادی نهفته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و پیچیدهی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را
وَعْظ و گفتارِ زبان و گوشْ جو ۱
پَنبه اَنْدَر گوشِ حِسِّ دون کُنید
بَندِ حِسْ از چَشمِ خود بیرون کُنید ۲
پَنبۀ آن گوشِ سِرْ گوشِ سَر است
تا نگردد این کَر، آن باطِنْ کَر است ۳
بیحِس و بیگوش و بیفِکْرَت شَوید
تا خِطابِ اِرْجِعی را بِشْنَوید ۴
تا به گفت و گویِ بیداری دَری
تو زِ گفتِ خواب، بویی کِی بَری؟ ۵
سَیْرِ بیرونیست قَوْل و فِعْلِ ما
سَیْرِ باطِنْ هست بالایِ سَما ۶
حِسّْ خُشکی دید کَزْ خُشکی بِزاد
عیسیِ جانْ پایْ بر دریا نَهاد ۷
سَیْرِ جسمِ خُشک بر خُشکی فُتاد
سَیْرِ جانْ پا در دلِ دریا نَهاد ۸
چون که عُمر اَنْدَر رَهِ خُشکی گُذشت
گاه کوه و گاه دریا، گاه دَشت ۹
آبِ حیوان از کجا خواهی تو یافت؟
موجِ دریا را کجا خواهی شِکافت؟ ۱۰
موجِ خاکی وَهْم و فَهْم و فکرِ ماست
موجِ آبی مَحْو و سُکْر است و فَناست ۱۱
تا دَرین سُکری، از آن سُکْری تو دور
تا ازین مَستی، از آن جامی نَفور ۱۲
گفت و گویِ ظاهر آمد چون غُبار
مُدّتی خاموش خو کُن، هوشدار ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.