وزیری به شاه پیشنهاد میدهد که برای از بین بردن مسیحیان و دین آنها، ابتدا خود را به عنوان یک شفاعتگر معرفی کند و سپس با ایجاد آشوب و شورش در میان آنها، آنها را از بین ببرد. شاه از او میپرسد که چگونه این کار را انجام دهد و وزیر پیشنهاد میکند که ابتدا او را مجازات کند و سپس به عنوان شفاعتگر معرفی کند تا اعتماد مسیحیان را جلب کند.
متن شامل موضوعات پیچیدهای مانند تزویر، مکر و استفاده از قدرت برای دستیابی به اهداف سیاسی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، محتوای متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را
کو بر آب از مَکْر بَربَستی گِرِه ۱
گفت تَرسایانْ پناهِ جان کُنند
دینِ خود را از مَلِکْ پنهان کُنند ۲
کَم کُش ایشان را، که کُشتن سود نیست
دین ندارد بوی، مُشک و عود نیست ۳
سِرِّ پنهان است اَنْدَر صد غِلاف
ظاهِرَش با توست و باطِنْ بر خِلاف ۴
شاه گُفتش پس بِگو تَدبیر چیست؟
چارهٔ آن مَکر و آن تَزویز چیست؟ ۵
تا نَمانَد در جهان نَصرانییی
نی هویدا دین و نی پنهانییی ۶
گفت ای شَهْ گوش و دَستَم را بِبُر
بینیاَم بِشْکاف و لَب در حُکْمِ مُر ۷
بَعد ازان در زیرِ دار آوَر مرا
تا بِخواهد یک شِفاعَتگَر مرا ۸
بر مُنادی گاه کُن این کارْ تو
بر سَرِ راهی که باشد چارْسو ۹
آن گَهَم از خود بِران تا شهرِ دور
تا دَر اَنْدازم در ایشانْ شرّ و شور ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.