این متن دربارهٔ آرزوهای پنهان در دل و تأثیرات منفی آنها بر روح و روان انسان صحبت میکند. آرزوها به عنوان زنجیرهای شیطان توصیف شدهاند که انسان را به سوی دوزخ میکشانند. متن همچنین به اهمیت پاکسازی دل از هوای نفس و پرورش آن با عشق و نور الهی اشاره دارد. در مقابل، دل مشغول به دنیا و مادیات را تیره و ناپاک میداند. در نهایت، متن بر اهمیت روشنایی دل از نور حق و دوری از حرص و طمع تأکید میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۲ - فی مذمه الدنیا
انها من سلاسل الشیطان ۱
که به دوزخ بدان کشند تو را
ان تکن منکر فسوف ترى ۲
دل به دنیا چو مشتغل گردد
جوهرش تیره تر ز گل گردد ۳
دل که می گردد از هوا خالی
از محبت می شود حالی ۴
دل که می گردد اندرو گله یی
دل مخوانش که هست مزبله یی ۵
کوه اندوه می نهی بر دل
تا کنی قطعه یی زمین حاصل ۶
دل که معشوق او مدر باشد
آن دل از عشق بی خبر باشد ۷
سیم کان روغن چراغ دل است
زر که آب روان باغ دل است ۸
هر که این هر دو را کند حاصل
روشن و تازه باشد او را دل ۹
لیک شرح دل عوام است این
وصف انسان ناتمام است این ۱۰
هر که از آفتاب نور الله
دل و جانش منور است چو ماه ۱۱
در پی سیم و زر کجا پوید
روشنایی ز نور حق جوید ۱۲
حرص و دل هر دو در یکی سینه
روی زنگی ست پیش آیینه ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.