خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی بی‌نظیر معشوق، تأثیر آن بر روح و روان خود و آرزوی وصال او سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۰۹ - به جای هر سر مویی گرم بود جانی

به جای هر سر مویی گرم بود جانی
فدای خاک کف پای چون تو جانانی ۱

ز جام خویش یکی جرعه در دهانم ریز
مر از آن چه که خضر است و آب حیوانی ۲

کسی که دیده بود نوبهار رویت را
دگر به خاطر او نگذرد گلستانی ۳

میان زلف سیاهت دلم همی‌گوید
که را بود به جهان در چنین شبستانی ۴

مگر ز باغ بهشت آمدی که در دنیی
بر این جمال ندیدیم هیچ انسانی ۵

دلم ز درد تو آسایشی همی‌یابد
که در دهند نیابد ز هیچ درمانی ۶

مگر که سبز شود کشت زار اومیدم
مراست هر نفس از آب دیده بارانی ۷

نه همچو روی تو باشد گلی به فصل بهار
نه چون همام به وصفت هزار دستانی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - بشنو زنی سماعی به زبان بی زبانی
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - از بهر تو باید مرا زندگانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.