خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نسیم سحری میخواهد که پیام عشق و وفاداری او را به معشوق برساند. او از دوری و فراق شکایت میکند اما امیدوار است که روزی به وصال معشوق برسد. شاعر همچنین از معشوق میخواهد که او را فراموش نکند و در سختیها یاریش کند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۸۹ - ای نسیم سحری هیچ سر آن داری
ای نسیم سحری هیچ سر آن داری
کز برای دل من روی به جانان آری ۱
پیش آن جان و جهان عرض کنی بندگیم
باز بر لوح دلش نقش وفا بنگاری ۲
اور مجالی بودن گو که فلان می گوید
به خدا میدهمت عهد نگه میداری ۳
گر چه دورم مکن ای دوست فراموش مرا
دوست آن است که در هجر نماید یاری ۴
گیرد آن گل که گلابش چکد از غایت شرم
حیف باشد که تو هر خار و خسی بگذاری ۵
خاک پای تو شوم گر گل رخسار خویش
به همان آب و طراوت به رهی بسپاری ۶
چشم بددور از ان برگ گل و نرگس مست
که بود با خردش فعله می گلناری ۷
با خیال تو به سر می برم ایام فراق
نیستم بی تو نه در خواب و نه در بیداری ۸
هست امیدم که دهد عمر امان تا با بم
از وصال تو به اقبال تو برخورداری ۹
کز برای دل من روی به جانان آری ۱
پیش آن جان و جهان عرض کنی بندگیم
باز بر لوح دلش نقش وفا بنگاری ۲
اور مجالی بودن گو که فلان می گوید
به خدا میدهمت عهد نگه میداری ۳
گر چه دورم مکن ای دوست فراموش مرا
دوست آن است که در هجر نماید یاری ۴
گیرد آن گل که گلابش چکد از غایت شرم
حیف باشد که تو هر خار و خسی بگذاری ۵
خاک پای تو شوم گر گل رخسار خویش
به همان آب و طراوت به رهی بسپاری ۶
چشم بددور از ان برگ گل و نرگس مست
که بود با خردش فعله می گلناری ۷
با خیال تو به سر می برم ایام فراق
نیستم بی تو نه در خواب و نه در بیداری ۸
هست امیدم که دهد عمر امان تا با بم
از وصال تو به اقبال تو برخورداری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - ای باد نو بهاری بوی بهشت داری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - ترسا بچه یی ناگه بر کف می گلناری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.