خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر آرزوی دیدار معشوق، درد هجران و اشتیاق به وصال است. شاعر از دوری و بیم از جان دادن در فراق میگوید و التماس اجازه برای رسیدن به معشوق دارد. همچنین، شاعر به قدرت خداوند در آفرینش شگفتانگیز اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند هجران و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۶۲ - ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن
ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن
دوری نمی تواند پیوند ما بریدن ۱
ترسم که جان شیرین هجران به لب رساند
تا وقت آن که باشد ما را به هم رسیدن ۲
موقوف التفاتم تا کی رسد اجازت
از دوست بک اشارت از ما به سر دویدن ۳
تا روح بر نیاید جهدی همی نمایم
مشتاق را نشاید یک لحظه آرمیدن ۴
چشمی که دیده باشد آن شکل و آن شمایل
بی او ملول باشد از روی خوب دیدن ۵
ما را به نیم جانی وصلت کجا فروشند
ارزان بود به صد جان گر می توان خریدن ۶
غیرت همی نماید بر گوش دیده من
کز دور می تواند پیغام تو شنیدن ۷
حیران شده است عقلم در صنع پادشاهی
کز خاک می تواند خورشید آفریدن ۸
باشد همام شب ها در آرزوی خوابی
وقتی مگر خیالت در بر توان کشیدن ۹
دوری نمی تواند پیوند ما بریدن ۱
ترسم که جان شیرین هجران به لب رساند
تا وقت آن که باشد ما را به هم رسیدن ۲
موقوف التفاتم تا کی رسد اجازت
از دوست بک اشارت از ما به سر دویدن ۳
تا روح بر نیاید جهدی همی نمایم
مشتاق را نشاید یک لحظه آرمیدن ۴
چشمی که دیده باشد آن شکل و آن شمایل
بی او ملول باشد از روی خوب دیدن ۵
ما را به نیم جانی وصلت کجا فروشند
ارزان بود به صد جان گر می توان خریدن ۶
غیرت همی نماید بر گوش دیده من
کز دور می تواند پیغام تو شنیدن ۷
حیران شده است عقلم در صنع پادشاهی
کز خاک می تواند خورشید آفریدن ۸
باشد همام شب ها در آرزوی خوابی
وقتی مگر خیالت در بر توان کشیدن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - عاشقی چیست به جان بندهٔ جانان بودن
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - در باغ چو بالایت سروی نتوان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.