خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق، وفاداری، و آرزوی دیدار معشوق است. شاعر از عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید و وفاداری خود را حتی پس از مرگ نیز اعلام می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به امید به لطف خداوند و ارزش نگاه معشوق دارد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۷ - نباید در قلم یارا حدیث آرزومندان

نباید در قلم یارا حدیث آرزومندان
اگر صدسال بنویسم بود باقی دو صد چندان ۱

درین آتش که من هستم زمانی دشمنت بادا
که حالی آب گرداند وجودشگر بودسندان ۲

نیم آن کز تو برگردم فراقمگر کشد یا نه
به زخم ازباره برگشتن نباشد مذهب رندان ۳

ز خاک استخوان من دمد بوی وفاداری
نباشد دوستانت را وفای شست پیوندان ۴

مگر بر جان مشتاقان ببخشاید دلت ور نی
نه مردی سود می دارد نه تدبیرخردمندان ۵

نمیدانم چه روی ست آن که هر جایی که بنمودی
زحیرت عقل می گیردسر انگشت در دندان ۶

میان روضه با رضوان چوبی روی تو بنشینم
در آن ساعت چنان باشم که با اغیار در زندان ۷

به محشر دیدهٔ آدم شود از دیدنت روشن
در آن مجمع کراندازد نظر بر روی فرزندان ۸

تمنا یک نظر دارد همام از گوشه چشمت
امید بندگان باشد به الطاف خداوندان ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - غنچهٔ خندان فدا بادت چو بگشایی دهن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - خیالی بود و خوابی وصل یاران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.