خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که تمام عمرش را در آرزوی او گذرانده است. او از وفاداری خود به معشوق می‌گوید و اینکه هرگز به سوی دیگری نگاه نخواهد کرد. شاعر از تأثیر عمیق عشق بر زندگی خود می‌نویسد و اینکه این عشق او را دگرگون کرده است. در نهایت، او اظهار می‌کند که با وجود پیری، هنوز هوس عشق در او زنده است.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۴۰ - تا نفس هست به روی تو برآید نفسم

تا نفس هست به روی تو برآید نفسم
ور کنم بی تو نظر سوی کسی هیچ کسم ۱

در تمنای تو شد عمر و نمی دانم من
کاخرالامر به مقصود رسم بانرسم ۲

مشکن بال نشاطم تو به پیمان شکنی
کر نیم باز هوای تو نه آخر مگسم ۳

کردم اندیشه ز عشقت نبرم جان به کنار
این چه سیلی ست که بگرفت چنین پیش و پسم ۴

تا نظر بر گل رخسار نو افتاد مرا
صورت خوب نماید همه چون خار و خسم ۵

عاشق روی توام جمله جهان می گویند
نسبتم چون به تو کردند همین مایه بسم ۶

شد جوانی و نشد کم هوس عشق همام
ای عزیزان چه کنم پیر نگردد هوسم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - کجا روم که کمند تو می کشد بازم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - در ان نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.