خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر خودشناسی، رهایی از تعلقات دنیوی، و اهمیت عشق و ایمان تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد تا با کنار گذاشتن هواهای نفسانی و خودپرستی، به حقیقت درون و قرب به معشوق (خدا یا جانان) دست یابد. همچنین، اشارهای به پارادوکس قدرت معنوی درویشان و اهمیت فروتنی در راه عشق دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی این شعر نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی اشارات انتزاعی (مانند «کافرکیش» یا «پادشاهی درویش») ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۹ - پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش
پرده خویش تویی پرده برانداز ز پیش
بار بارت ندهد تا نشوی دشمن خویش ۱
آفتابی ست که از دید؛ کس نیست دریغ
گر هواهای تو چون ابر نباید در پیش ۲
آشنایی نبود جان تو را با جانان
تا به خود باشی وداری سر بیگانه و خویش ۳
هر که برخاست خیال در جهان از نظرش
پادشاهی ست به معنی و به صورت درویش ۴
نفس در راه محبت جو کم از کم گردد
قرب او در نظر دوست شود بیش از پیش ۵
دل که ایمان وی از نور رخ جانان است
چون سر زلف دلارام بود کافر کیش ۶
ای همام این سخنان تو نه طرزی ست که آن
باز یا بند به فکر و خرد دور اندیش ۷
بار بارت ندهد تا نشوی دشمن خویش ۱
آفتابی ست که از دید؛ کس نیست دریغ
گر هواهای تو چون ابر نباید در پیش ۲
آشنایی نبود جان تو را با جانان
تا به خود باشی وداری سر بیگانه و خویش ۳
هر که برخاست خیال در جهان از نظرش
پادشاهی ست به معنی و به صورت درویش ۴
نفس در راه محبت جو کم از کم گردد
قرب او در نظر دوست شود بیش از پیش ۵
دل که ایمان وی از نور رخ جانان است
چون سر زلف دلارام بود کافر کیش ۶
ای همام این سخنان تو نه طرزی ست که آن
باز یا بند به فکر و خرد دور اندیش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - اشتیاقی به مرادی نفروشد درویش
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - عاشق کسی بود که کشد بار بار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.