خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از عشق و مستی سخن میگوید و به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر شاعر اشاره دارد. شاعر از بیداری در شب و آرزوی دیدن معشوق در خواب میگوید و از حیرت در برابر جمال بینقاب او سخن میراند. همچنین، به نقش زلف معشوق و تأثیر آن بر زندگی شاعر پرداخته شده است.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و اشاره به مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک عمیقتر معانی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۳ - چه می خورده است چشم نیم خوابش
چه می خورده است چشم نیم خوابش
که او مست است وهشیاران خرابش ۱
زهی بیداری بختم در آن شب
که آید خواب تا بینم به خوابش ۲
اگر پرسد که بی ما زنده چونی
نخواهد بود جز حیرت جوابش ۳
اگر آن زلف چون شب های هجران
نگشتی سایه بان آفتابش ۴
نظر را کی بدی ز اشراق رویش
مجالی با جمال بی نقابش ۵
همام از باده مستغنی ست ساقی
که می خورد از لب چون لعل نابش ۶
که او مست است وهشیاران خرابش ۱
زهی بیداری بختم در آن شب
که آید خواب تا بینم به خوابش ۲
اگر پرسد که بی ما زنده چونی
نخواهد بود جز حیرت جوابش ۳
اگر آن زلف چون شب های هجران
نگشتی سایه بان آفتابش ۴
نظر را کی بدی ز اشراق رویش
مجالی با جمال بی نقابش ۵
همام از باده مستغنی ست ساقی
که می خورد از لب چون لعل نابش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - زهی شمایل موزون و قد دلبندش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.