خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. از جمله مضامین به کار رفته می‌توان به عشق، زیبایی، شوق دیدار، و توصیف طبیعت اشاره کرد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۹۹ - مرا چو نام لبت بر سر زبان آید

مرا چو نام لبت بر سر زبان آید
ز ذوق آن سخنم آب در دهان آید ۱

در ان نفس که ز رویت حکایتی گویم
ز هر نفس که زنم بوی گلستان آید ۲

به شرح زلف دراز تو در نمی پیچم
که زان هزار گره بر سر زبان آید ۳

زهی گران که نگردد خراب آن ساعت
که چشم مست تو از خواب سرگران آید ۴

چو آن دهان نگشایند هیچ تنگی شکر
هزار سال اگر از مصر کاروان آید ۵

اگر به دشت مغیلان گذر کنی روزی
به جای خار گل سرخ و ارغوان آید ۶

ز ابروی تو نتایم به هیچ وجهی روی
اگر چه بر دل من تیر ازان کمان آید ۷

به جست و جوی تو کار مهمی به جان برسید
کسی که طالب جانان بود به جان آید ۸

کجا رسد به شبستان هر گدا شمعی
که لایق نظر خسرو جهان آید ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸ - آن نه نقشی ست که در خاطر نقاش آید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - دوستان از دوستان یاد آورید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.