خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای طبیعت و عشق الهی اشاره دارد. شاعر از مشاهدهی جمال معشوق و انعکاس آن در طبیعت سخن میگوید و تأثیر عمیق این عشق را بر دلها توصیف میکند. در پایان، شاعر خود را روایتکنندهی این افسانهی عاشقانه معرفی میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۷۲ - نظرها محرم رویت نبودند
نظرها محرم رویت نبودند
به مشتاقان نموداری نمودند ۱
چو بر آب و گل آمد عکس رویت
دری از حسن بر عالم گشودند ۲
زگل گل های گوناگون بر آمد
که دل ها از لطافت میر بودند ۳
ز عشق هرکلی صد بلبل مست
به دستان ها زبان ها می گشودند ۴
اثر نگذاشت ز ایشان غیرت عشق
تو پنداری که خود هرگز نبودند ۵
همام افسانه گوی دوستان است
که این افسانه گفتند و شنودند ۶
به مشتاقان نموداری نمودند ۱
چو بر آب و گل آمد عکس رویت
دری از حسن بر عالم گشودند ۲
زگل گل های گوناگون بر آمد
که دل ها از لطافت میر بودند ۳
ز عشق هرکلی صد بلبل مست
به دستان ها زبان ها می گشودند ۴
اثر نگذاشت ز ایشان غیرت عشق
تو پنداری که خود هرگز نبودند ۵
همام افسانه گوی دوستان است
که این افسانه گفتند و شنودند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - زاهدان با شاهدان همخانه اند
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - بنامیزد چنانت آفریدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.