خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق او بر دلها را توصیف میکند. شاعر از زیباییهای معشوق مانند زلف مشکین و عکس روی او یاد میکند و نشان میدهد که این عشق چگونه گرمی و شور را در دلها ایجاد کرده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۴ - فتنه از بالای تو بالا گرفت
فتنه از بالای تو بالا گرفت
شهر از ان رفتار خوش غوغا گرفت ۱
صانع از روی تو شمعی بر فروخت
آتشی زان شمع در دل ها گرفت ۲
زلف مشکین تو بر هم زد صبا
مغز ما از بوی آن سودا گرفت ۳
چشم نابینا ز عکس روی تو
حکم چشم روشن بینا گرفت ۴
چون سماع عشق او آغاز شد
گرمی آن بیشتر در ما گرفت ۵
تا همام از عشق او شد باخبر
ترک شمع گنبد خضرا گرفت ۶
شهر از ان رفتار خوش غوغا گرفت ۱
صانع از روی تو شمعی بر فروخت
آتشی زان شمع در دل ها گرفت ۲
زلف مشکین تو بر هم زد صبا
مغز ما از بوی آن سودا گرفت ۳
چشم نابینا ز عکس روی تو
حکم چشم روشن بینا گرفت ۴
چون سماع عشق او آغاز شد
گرمی آن بیشتر در ما گرفت ۵
تا همام از عشق او شد باخبر
ترک شمع گنبد خضرا گرفت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - از سوز دل مات همانا خبری نیست
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - خرامان می رود آن سرو قامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.