خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر آرزوی دیدار معشوق و پایان رنج هجران است. شاعر از جفاهای معشوق شکایت کرده و آرزو می‌کند که روزی این دردها به پایان برسد و معشوق به او روی خوش نشان دهد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامناسب باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و هجران نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۴۰ - کاش که سرو ناز ما از در ما در آمدی

کاش که سرو ناز ما از در ما در آمدی
تا شب هجر کم شدی روز جفا سر آمدی ۱

خوش بود ار سحر گهی نزد ستم رسیدگان
از دم فاصنة صبا مزده دلبر آمدی ۲

در دم آخر ار بدی بر من خسته اش گذر
جان به لب رسیده ام خرم و خوش بر آمدی ۳

اگه به چمن در آمدی شاهد سرو قد ما
گل ز حیای روی او سرخ به هم بر آمدی ۴

بنده وقت آن دمم کان بث شوخ عشوه گر
وعده بدادی از رهی وز ره دیگر آمدی ۵

زودترش فرو رود پای به گل درین هوس
بر سر کوی زیر کی هر که بود سر آمدی ۶

جور و جفای بیحدش از دل ما به در شدی
روزی اگر کمال را مونس و غمخور آمدی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۹ - قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۱ - کدام سر که ندارد دماغ سودانی
نظرها و حاشیه ها ۱
میهمان
۱۴۰۰/۱۰/۹ ۱۲:۳۰

گویا کلمه فاصنه در بیت دوم فاصن باشد که به کسر خوانده میشود زیرا درلغت فاصنه به شکل مکتوب نداریم