خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید، جایی که عاشق دیوانهوار به دنبال معشوق میرود و در این راه از هر چیزی حتی مکانهای مقدس مانند کعبه نیز میگذرد تا به او برسد. شعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات روحی عاشق را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم نیاز به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارد تا به خوبی درک شوند.
شماره ۱۰۳۰ - ز دیده در دل دیوانه رفتی
ز دیده در دل دیوانه رفتی
ز منظرها به خلوت خانه رفتی ۱
دلت می خواست چون گنجی روان گشت
روان گشتی سوی ویرانه رفتی ۲
صبا بادت بریده با بصد جا
چرا در زلف او چون شانه رفتی ۳
بکویش آمدن ای دل ترا ساخت
که هشیار آمدی دیوانه رفتی ۴
چو مور افتان و خیزان از ضعیفی
سوی خالش بحرص دائه رفتی ۵
در او مانده گر رفتی به کعبه
ز کعبه بر در بتخانه رفتی ۶
کمال از کعبه رفتی بر در بار
هزارت آفرین مردانه رفتی ۷
ز منظرها به خلوت خانه رفتی ۱
دلت می خواست چون گنجی روان گشت
روان گشتی سوی ویرانه رفتی ۲
صبا بادت بریده با بصد جا
چرا در زلف او چون شانه رفتی ۳
بکویش آمدن ای دل ترا ساخت
که هشیار آمدی دیوانه رفتی ۴
چو مور افتان و خیزان از ضعیفی
سوی خالش بحرص دائه رفتی ۵
در او مانده گر رفتی به کعبه
ز کعبه بر در بتخانه رفتی ۶
کمال از کعبه رفتی بر در بار
هزارت آفرین مردانه رفتی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۹ - راز معشوق حدیثیست نهان داشتنی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۱ - زمن که مهر تو دارم به سینه روی چه تایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.