خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دلباختگی، عشق به معشوق، و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. همچنین، اشارهای به گذر زمان و تأثیر عشق بر جوانی و پیری دارد. شاعر از معشوقی میگوید که مانند بت است و دلها را اسیر خود میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و گذر زمان نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۲۲ - دل رفت به باد دلپذیری
دل رفت به باد دلپذیری
کسی را نبود زجان گزیری ۱
از عشق بتان جوان شود پیر
این نکه شنیده ام ز پیری ۲
گیرم سر زلف و دارمش دوست
زینگونه کراست دار و گیری ۳
صد چرخ زند بر آتش از ذوق
صیدی که تو افکنی به تیری ۴
پایم که دل منت به دست است
گر زانکه گرفته ضمیری ۵
بیند مگر دو دیده در آب
الطف بدن ترا نظیری ۶
گم کرد کمال دل در آن کوی
بازآ و بجودل فقیری ۷
کسی را نبود زجان گزیری ۱
از عشق بتان جوان شود پیر
این نکه شنیده ام ز پیری ۲
گیرم سر زلف و دارمش دوست
زینگونه کراست دار و گیری ۳
صد چرخ زند بر آتش از ذوق
صیدی که تو افکنی به تیری ۴
پایم که دل منت به دست است
گر زانکه گرفته ضمیری ۵
بیند مگر دو دیده در آب
الطف بدن ترا نظیری ۶
گم کرد کمال دل در آن کوی
بازآ و بجودل فقیری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۱ - دگر باره تیغ جفا بر کشیدی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۳ - دل ز باران کهن برداشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.