خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج شاعر از بیوفایی و ناسپاسی معشوق است. شاعر از این که تمام وجودش را فدای معشوق کرده اما در مقابل حتی یک لحظه توجه دریافت نکرده، شکایت دارد. او از سوزش درونی خود میگوید و این که معشوق با رفتارش او را آزار داده است. همچنین، شاعر به مقایسهای بین عظمت عشق خود و کوچکی توجه معشوق میپردازد.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و درد عشق یکطرفه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۰۰۹ - چو تو دشمن از دوست نشناختی
چو تو دشمن از دوست نشناختی
مرا سوختی و به او ساختی ۱
پرداختم از دو عالم به تو
تو یک لحظه با من نپرداختی ۲
چه شکر از لب چون شکرگویمت
که چون نی بوسیم ننواختی ۳
ز پا تا سرم رشته جان بسوخت
چو شمعم ز سر از چه بگداختی ۴
بشاهی نشستی بملک درون
علمی ز آتش دل برافراختی ۵
راه و رسم من بود صبر و قرار
تو آن رسم ها را برانداختی ۶
نظر باختی با رخ او کمال
دو عالم ببر چون نکو باختی ۷
مرا سوختی و به او ساختی ۱
پرداختم از دو عالم به تو
تو یک لحظه با من نپرداختی ۲
چه شکر از لب چون شکرگویمت
که چون نی بوسیم ننواختی ۳
ز پا تا سرم رشته جان بسوخت
چو شمعم ز سر از چه بگداختی ۴
بشاهی نشستی بملک درون
علمی ز آتش دل برافراختی ۵
راه و رسم من بود صبر و قرار
تو آن رسم ها را برانداختی ۶
نظر باختی با رخ او کمال
دو عالم ببر چون نکو باختی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۸ - چشم شوخ و دل سنگین بر سیمین داری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۰ - چو گل به لطف نو زد ان نازک اندامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.