خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلتنگی سخن میگوید و با اشاره به شخصیتهای اساطیری مانند لیلی و مجنون، فریدون، و قند مصر، احساسات عمیق خود را بیان میکند. شاعر از نبود معشوق و درد دوری شکایت دارد و عشق را به عنوان گنجی بینظیر توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اشارات اساطیری و ادبی نیازمند دانش پایهای از ادبیات فارسی است.
شماره ۹۵۹ - گر همه وقتی همه دلخون نه ای
گر همه وقتی همه دلخون نه ای
لیلى وقتی تو و مجنون نه ای ۱
نیست چو ما قابل خون خوردنت
در خور این باده گلگون نه ای ۲
در طلبت زر چه کئی گنج عشق
ر خواجه گدائی تو، فریدون نه ای ۳
او پیش دهان و لبش ای قند مصر
قد چه خوانیم ترا چون نه ای ۴
جای تو با دیدن ما با دل است
زین در بقین است که بیرون نه ای ۵
در صفت جستن دوری ز مهر
کم نه ای از ماه گر افزون نه ای ۶
ای به در خانه تو أو کمال
چون شنوی زانکه به گردون نه ای ۷
لیلى وقتی تو و مجنون نه ای ۱
نیست چو ما قابل خون خوردنت
در خور این باده گلگون نه ای ۲
در طلبت زر چه کئی گنج عشق
ر خواجه گدائی تو، فریدون نه ای ۳
او پیش دهان و لبش ای قند مصر
قد چه خوانیم ترا چون نه ای ۴
جای تو با دیدن ما با دل است
زین در بقین است که بیرون نه ای ۵
در صفت جستن دوری ز مهر
کم نه ای از ماه گر افزون نه ای ۶
ای به در خانه تو أو کمال
چون شنوی زانکه به گردون نه ای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۸ - چرا جنییت شاهی بظلم تاخته ای
گوهر بعدی:شماره ۹۶۰ - لیست آن بگو با شکر خورده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.