خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او معشوق را با توصیفاتی مانند لب شیرین، ابروی کمانی، و چشمان کمینگر به تصویر میکشد و از تأثیر عمیق این عشق بر خود و دیگر عاشقان میگوید. همچنین، شاعر معشوق را فراتر از انسان و پری توصیف میکند که در باغ مانند سروی ایستاده است.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و توصیفات شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۹۱۸ - ای با لب شیرین سخنت تلخ فتاده
ای با لب شیرین سخنت تلخ فتاده
شد در همه خلق از نمکت شور زیاده ۱
ابروت کمان بر من بیچاره کشیده
چشمانت کمین بر دل خونخواره گشاده ۲
از نوع بشر چون بشرت دیده ندیده
از جنس پری چون تو پریزاد نزاده ۳
در باغ هی سرو به امید قبولی
در خدمت بالای نو برپای ستاده ۴
را عشاق سر کوی تو بر باد لبانت
مستند چو چشمان تو بی زحمت باده ۵
از پیش کمال ار چه گذشتی تو سواره
دل در پی قدت شده چون سرو پیاده ۶
شد در همه خلق از نمکت شور زیاده ۱
ابروت کمان بر من بیچاره کشیده
چشمانت کمین بر دل خونخواره گشاده ۲
از نوع بشر چون بشرت دیده ندیده
از جنس پری چون تو پریزاد نزاده ۳
در باغ هی سرو به امید قبولی
در خدمت بالای نو برپای ستاده ۴
را عشاق سر کوی تو بر باد لبانت
مستند چو چشمان تو بی زحمت باده ۵
از پیش کمال ار چه گذشتی تو سواره
دل در پی قدت شده چون سرو پیاده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۷ - ای از حدیث زلف توام بر زبان گره
گوهر بعدی:شماره ۹۱۹ - ای چو چشم خوش تو چشم کسی کم دیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.