خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، به توصیف زیباییها و دوگانگیهای جهان میپردازد. در هر بیت، شاعر دو چیز را با هم مقایسه میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که هر دو زیبا و قابل تحسین هستند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زیباییشناختی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان با دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتر میتوانند از ظرافتهای این شعر لذت ببرند و معنای آن را درک کنند.
شماره ۹۱۰ - گفتم ملکی با بشری گفت که هردو
گفتم ملکی با بشری گفت که هردو
کانه نمکی با شکری گفت که هردو ۱
گفتم به لطافت گلی ای سرو قبا پوش
یا نی شکری یا گهریه گفت که هردو ۲
گفتم به خط سبز و لب لعل روانبخش
آب خضری یا خضری گفت که هردو ۳
گفتم بجبینی که به آن روی توان دید
با آئینه یا قمری گفت که هردو ۴
گفتم که به یک عشوه ربانی ز سرم عقل
با هوش من از تن ببری گفت که هردو ۵
گفتم دل مائی که ندانیم کجائی
با دیده اهل نظری گفت که هردو ۶
گفتم ز کمالی تو چنین بیخبر و بس
با خود ز جهان بیخبری گفت که هردو ۷
کانه نمکی با شکری گفت که هردو ۱
گفتم به لطافت گلی ای سرو قبا پوش
یا نی شکری یا گهریه گفت که هردو ۲
گفتم به خط سبز و لب لعل روانبخش
آب خضری یا خضری گفت که هردو ۳
گفتم بجبینی که به آن روی توان دید
با آئینه یا قمری گفت که هردو ۴
گفتم که به یک عشوه ربانی ز سرم عقل
با هوش من از تن ببری گفت که هردو ۵
گفتم دل مائی که ندانیم کجائی
با دیده اهل نظری گفت که هردو ۶
گفتم ز کمالی تو چنین بیخبر و بس
با خود ز جهان بیخبری گفت که هردو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۹ - گفتمش ماه پر است آن چهره گفتا پر مگو
گوهر بعدی:شماره ۹۱۱ - گفتهای از ما دلت بردار زنهار این مگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.