خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و نیاز به معشوق، زیباییهای او و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از بوسه، وعدههای معشوق و نازهای او یاد میکند و به مقایسههای زیبا و نمادین مانند مقایسه لب معشوق با شکر و خودش با مگس میپردازد. همچنین، شاعر از مفاهیم عرفانی مانند قرب، سجود و قبله نیز استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۳۶ - چه خوش است از تو بوس بخوشی نیاز کردن
چه خوش است از تو بوس بخوشی نیاز کردن
زلب تو وعده دادن پس وعده ناز کردن ۱
من دل سیه چو خالت نکنم شکیب از آن لب
ز شکر کجا تواند مگس احتراز کردن ۲
بسؤال بوسه از ما چه کنی به خواب چشمان
در منعمان نشاید بگدا فراز کردن ۳
رخ خوب باز بگشا که قیامت است بیتو
چو قیامت است باید در خلا باز کردن ۴
بسجود سوی قبله بنهم خیال رویت
که حضور باید اول پس از آن نماز کردن ۵
ز در تو عاشقان را بحرم کجا کشد دل
چو نو کعبه ای چه حاجت هوس حجاز کردن ۶
تو کئی کمال باری که بساط قرب جوئی
بحد گلیم باید پی خود دراز کردن ۷
زلب تو وعده دادن پس وعده ناز کردن ۱
من دل سیه چو خالت نکنم شکیب از آن لب
ز شکر کجا تواند مگس احتراز کردن ۲
بسؤال بوسه از ما چه کنی به خواب چشمان
در منعمان نشاید بگدا فراز کردن ۳
رخ خوب باز بگشا که قیامت است بیتو
چو قیامت است باید در خلا باز کردن ۴
بسجود سوی قبله بنهم خیال رویت
که حضور باید اول پس از آن نماز کردن ۵
ز در تو عاشقان را بحرم کجا کشد دل
چو نو کعبه ای چه حاجت هوس حجاز کردن ۶
تو کئی کمال باری که بساط قرب جوئی
بحد گلیم باید پی خود دراز کردن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۵ - چو زلف یار ز خود لازم است ببریدن
گوهر بعدی:شماره ۸۳۷ - حدیث یار شیرین لب نگنجد در دهان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.