خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و درد فراق میگوید. او با یاد معشوق شاد است و درد فراق را تحمل میکند. با دیدن صورت معشوق در آینهٔ جام، از پای میافتد و تلاشهایش برای وصال به نتیجه نمیرسد. او خود را مرید معشوق میداند و تنها او را میخواهد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۹۶ - من ز غمت خرم و به یاد تو شادم
من ز غمت خرم و به یاد تو شادم
درد تو دارم که هیچ درد مبادم ۱
تا ورق روی تو مطالعه کردم
هرچه بخواندم همه برفت ز یادم ۲
قصه سوز درون خویش بمردم
مردم و چون شمع در میان ننهادم ۳
تا نبرد بوئی از تو باد صبا نیز
از دل پرخون چو غنچه لب نگشادم ۴
روی تو دیدم شبی در آینه جام
جام می از دست و من ز پای فتادم ۵
سعی نمودم به پای بوس نو عمری
با همه جهد آن مراد دست ندادم ۶
از تو کمال شکسته جز تو نخواهد
زانکه مرید توأم من و تو مرادم ۷
درد تو دارم که هیچ درد مبادم ۱
تا ورق روی تو مطالعه کردم
هرچه بخواندم همه برفت ز یادم ۲
قصه سوز درون خویش بمردم
مردم و چون شمع در میان ننهادم ۳
تا نبرد بوئی از تو باد صبا نیز
از دل پرخون چو غنچه لب نگشادم ۴
روی تو دیدم شبی در آینه جام
جام می از دست و من ز پای فتادم ۵
سعی نمودم به پای بوس نو عمری
با همه جهد آن مراد دست ندادم ۶
از تو کمال شکسته جز تو نخواهد
زانکه مرید توأم من و تو مرادم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۵ - من ز جانان به جان گریخته ام
گوهر بعدی:شماره ۷۹۷ - من زمهرت هر سحر کز سوز دل دم میزنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.