خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق عمیق و فداکاری خود سخن میگوید. او حاضر است جان و دل خود را به معشوق بسپارد و از هیچ تلاشی برای جلب توجه و رضایت او دریغ نکند. شاعر از درد فراق و غم شکایت میکند اما عشق خود را پایدار و وفادار میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۷۶۵ - گر جان ز من دلشده خواهی بسپارم
گر جان ز من دلشده خواهی بسپارم
ور دیده روشن طلبی در نظر آرم ۱
رانی ز در خویشم و صد عذر بیاری
سوگند به باری که من این در نگذارم ۲
گر چشم ترا بار کشی روی نمودست
من نیز بدان شیوه به چشم تو که بارم ۳
گفتم به قدش هیچ نداری سوی ما میل
گفتا که بلی من الفم هیچ ندارم ۴
دی گفت بکش بار غم و بار فراقم
چون می کشم از بهر چه فرمود دو بارم ۵
خونها رود از رشک میان من و مردم
هر بار که چون اشک بیایی به کنارم ۶
تا نگذرد از پیش کمال از ره تعجیل
خون گریم و گل سازم و آن راه بر آرم ۷
ور دیده روشن طلبی در نظر آرم ۱
رانی ز در خویشم و صد عذر بیاری
سوگند به باری که من این در نگذارم ۲
گر چشم ترا بار کشی روی نمودست
من نیز بدان شیوه به چشم تو که بارم ۳
گفتم به قدش هیچ نداری سوی ما میل
گفتا که بلی من الفم هیچ ندارم ۴
دی گفت بکش بار غم و بار فراقم
چون می کشم از بهر چه فرمود دو بارم ۵
خونها رود از رشک میان من و مردم
هر بار که چون اشک بیایی به کنارم ۶
تا نگذرد از پیش کمال از ره تعجیل
خون گریم و گل سازم و آن راه بر آرم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۴ - گر تو سر خواهی ز من سر با تو ببارم به چشم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۶ - گر خود هزار سنگ ملامت به سر خورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.