خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از عشق و مینوشی سخن میگوید و از زهد و ریاکاری دوری میجوید. او به ساقی میگوید که قدحی بیاورد تا از شرمساری رهایی یابد و به عشق و مستی بپردازد. شاعر تأکید میکند که از دشمنان و طعنهای آنان نمیهراسد و به عشق و مینوشی وفادار است. همچنین، او از زیبایی و جمال معشوق سخن میگوید و از زهد و نیکنامی به عنوان عار یاد میکند.
محتوا شامل اشارههایی به مینوشی و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، مفاهیم عرفانی و تصوفی موجود در شعر ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
شماره ۷۶۰ - قدحی بیار ساقی که ز تویه شرمسارم
قدحی بیار ساقی که ز تویه شرمسارم
سر آن ندارم اکنون که به زهد سر در آرم ۱
من از آن میی که خوردم ز ازل به باد لعلت
بدو چشم نیم مستت که هنوز در خمارم ۲
نروم به طعن دشمن ز درت به هیچ پانی
که سری نهادم اینجا که به تیغ بر ندارم ۳
به نظاره گلستان جمال اور چو نرگس
همه چشم باشم آن دم که ز خاک سر بر آرم ۴
زمی مغانه امشب کم و بیش هرچه باشد
بدهید ای حریفان بدهید انتظارم ۵
قدحی بیار ساقی که رسم بدیر معنی
که ز خانقاه صورت نگشاد هیچ کارم ۶
چه زبان اگرچه گشتم چو کمال رند و عاشق
که ز زهد و نیک نامی همه عمر بود عارم ۷
سر آن ندارم اکنون که به زهد سر در آرم ۱
من از آن میی که خوردم ز ازل به باد لعلت
بدو چشم نیم مستت که هنوز در خمارم ۲
نروم به طعن دشمن ز درت به هیچ پانی
که سری نهادم اینجا که به تیغ بر ندارم ۳
به نظاره گلستان جمال اور چو نرگس
همه چشم باشم آن دم که ز خاک سر بر آرم ۴
زمی مغانه امشب کم و بیش هرچه باشد
بدهید ای حریفان بدهید انتظارم ۵
قدحی بیار ساقی که رسم بدیر معنی
که ز خانقاه صورت نگشاد هیچ کارم ۶
چه زبان اگرچه گشتم چو کمال رند و عاشق
که ز زهد و نیک نامی همه عمر بود عارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۹ - غم دوست من مغتنم می شمارم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۱ - قراری کرده ام با شود که چون در پیش بار افتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.