خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد هجران و فراق معشوق مینالد و از عشق بیپاسخ و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به حالش ترحم کند و او را از این درد رها سازد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و اندوه عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۳۱ - رحمت آری و کنی چاره این درد نهانم
رحمت آری و کنی چاره این درد نهانم
گر بدانی که ز هجر تو چسان میگذرانم ۱
چند در کوی تو بربوی تو برخاک نشینم
آتش سینه به آب مژه تا چند نشانم ۲
در کمند خودم آوردی و چون نیر بجستی
کی کمان ابروی من بر نو به این بود گمانم ۳
روی زردم نگر و روی گردان که نشاید
اشک من بین و چو اشک از نظر خویش مرانم ۴
جان به رسمی چو به پای تو کمال اندازد
قدمی رنجه کن ای جان و ز خود باز رهانم ۵
گر بدانی که ز هجر تو چسان میگذرانم ۱
چند در کوی تو بربوی تو برخاک نشینم
آتش سینه به آب مژه تا چند نشانم ۲
در کمند خودم آوردی و چون نیر بجستی
کی کمان ابروی من بر نو به این بود گمانم ۳
روی زردم نگر و روی گردان که نشاید
اشک من بین و چو اشک از نظر خویش مرانم ۴
جان به رسمی چو به پای تو کمال اندازد
قدمی رنجه کن ای جان و ز خود باز رهانم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۰ - دوش بی روی تو روی از خون دل برداشتم
گوهر بعدی:شماره ۷۳۲ - رخ بپوشید و جگره میسوزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.