خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید. او تمام وجودش را وقف معشوق کرده و حاضر است هر فرمانی را از او بپذیرد. شاعر همچنین به مقایسه خود با زاهد خشک میپردازد و بیان میکند که عشق او را از زاهد متمایز میسازد. در نهایت، او از نظر بازی به عنوان عیب یاد میکند، اما آن را هنر خود میداند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۷۱۰ - جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارم
جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارم
گر از تو رسد فرمان دل از همه بر دارم ۱
تو عمر منی زآن وجه من بی تو نخواهم جان
تو چشم منی زآن رو من با تو نظر دارم ۲
من هیچ نمی مانم با زاهد خشک اما
او دامن تر دارد من دیدۂ تر دارم ۳
از آه سحر صوفی بزدای دل تیره
کاین آینه روشن من از آه سحر دارم ۴
گویند کمال از تو عیب است نظر بازی
گر عیب من این باشد من خود چه هنر دارم ۵
گر از تو رسد فرمان دل از همه بر دارم ۱
تو عمر منی زآن وجه من بی تو نخواهم جان
تو چشم منی زآن رو من با تو نظر دارم ۲
من هیچ نمی مانم با زاهد خشک اما
او دامن تر دارد من دیدۂ تر دارم ۳
از آه سحر صوفی بزدای دل تیره
کاین آینه روشن من از آه سحر دارم ۴
گویند کمال از تو عیب است نظر بازی
گر عیب من این باشد من خود چه هنر دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۹ - ترا گر بی وفا گفتم چه گفتم
گوهر بعدی:شماره ۷۱۱ - چرا رنجید یار از من گناه خود نمی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.