خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق او را درمان کرده و از غمها نجات داده است. او خود را مرغی میداند که در دام عشق گرفتار شده و از این دردها لذت برده است. در نهایت، او به عنوان طبیب عاشقان شناخته میشود که درد عشق را بر همه درمانها ترجیح داده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای نوجوانان کمسنتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۹۶ - بسی درد از غم عشقت کشیدم
بسی درد از غم عشقت کشیدم
ز بی دردی بتر دردی ندیدم ۱
یکایک درد من درمان پذیرفت
از آن دم کز تواین شربت چشیدم ۲
به نیم اندوه از صد غضه رستم
به یک درد از هزاران غم رهیدم ۳
من آن مرغم که در دام بلایت
چو پیچیدم غم و درد تو چیدم ۴
فغان خود من سرگشته زین درد
رساندم بر فلک هر جا رسیدم ۵
طبیب عاشقانت نام کردند
چو دردت بر همه درمان گزیدم ۶
به اوصاف کمال امروز از عشق
از آن فردم که همدرد فریدم ۷
ز بی دردی بتر دردی ندیدم ۱
یکایک درد من درمان پذیرفت
از آن دم کز تواین شربت چشیدم ۲
به نیم اندوه از صد غضه رستم
به یک درد از هزاران غم رهیدم ۳
من آن مرغم که در دام بلایت
چو پیچیدم غم و درد تو چیدم ۴
فغان خود من سرگشته زین درد
رساندم بر فلک هر جا رسیدم ۵
طبیب عاشقانت نام کردند
چو دردت بر همه درمان گزیدم ۶
به اوصاف کمال امروز از عشق
از آن فردم که همدرد فریدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۵ - بر آمد جان ز شوق آن دهانم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۷ - بکش به ناز مرا ای به غمزه آفت مردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.