خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از حسرت، غم و اندوه سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق، پاکی، مرگ و رنجهای زندگی اشاره دارد. شاعر از چشم غمناک، شادی گذرا، پاکی و آلودگی، و ترس از تاریکی صحبت میکند و در نهایت به مرگ محتسب و مصیبتهای زندگی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ، غم و مصیبت ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شماره ۶۶۴ - ز حسرت خاک شد این چشم غمناک
ز حسرت خاک شد این چشم غمناک
به خاک ار پا نهی باری برین خاک ۱
نکر آموخت آن چشم از تو شوخی
چه زود استاد شد شاگرد چالاک ۲
معلقها زند از شادی آن صید
که آویزی پس از بسمل به فتراک ۳
چو از رخ خوی به دامن پاک سازی
شود پاکیومتر آن دامن پاک ۴
ز شبگردی چه ترسم بار در چشم
ندارم روز روشن از عسس پاک ۵
به مرگ محتسب کم خور دل غم
به مقدار مصیبت جامه زن چاک ۶
کمال از خس شپارد کمترت دوست
مگر در دوستی افتاد خاشاک ۷
به خاک ار پا نهی باری برین خاک ۱
نکر آموخت آن چشم از تو شوخی
چه زود استاد شد شاگرد چالاک ۲
معلقها زند از شادی آن صید
که آویزی پس از بسمل به فتراک ۳
چو از رخ خوی به دامن پاک سازی
شود پاکیومتر آن دامن پاک ۴
ز شبگردی چه ترسم بار در چشم
ندارم روز روشن از عسس پاک ۵
به مرگ محتسب کم خور دل غم
به مقدار مصیبت جامه زن چاک ۶
کمال از خس شپارد کمترت دوست
مگر در دوستی افتاد خاشاک ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۳ - هوای وصل تو دارد غریق بحر فراق
گوهر بعدی:شماره ۶۶۵ - اگرچه دور بود از تو مه به صد فرسنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.