خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، به زیباییهای معشوق و نورانیت او اشاره دارد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند چراغ، آفتاب، و نور، به توصیف جمال معشوق میپردازد و تأکید میکند که حضور او تاریکیها را از بین میبرد. همچنین، شاعر از شب طولانی و انتظار برای دیدار معشوق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۵۶ - بار بنشست به مجلس بنشانید چراغ
بار بنشست به مجلس بنشانید چراغ
روی او نور تجلیست مخوانید چراغ ۱
آفتابیست زه طالع شده همسایه ما
نه شب است این که از همسایه ستانید چراغ ۲
خانه را روشنی آن چشم و چراغ است امشب
بگذارید همه شمع و بمائید چراغ ۳
چشم دارید و به به نسبت آن روی کنید
نیست تاریک ز پروانه بدانید چراغ ۴
اگر ندیدید که چون دور شود سایه ز نوره
یک شب از پیش رخ او گذرانید چراغ ۵
بر نتابیده به حسن رخ او ای مه و مهر
گرچه هریک برخ از نور فشانید چراغ ۶
تا سحر امشب دیگر من و آن زلف کمال
شب دراز است عجب گر برسانید چراغ ۷
روی او نور تجلیست مخوانید چراغ ۱
آفتابیست زه طالع شده همسایه ما
نه شب است این که از همسایه ستانید چراغ ۲
خانه را روشنی آن چشم و چراغ است امشب
بگذارید همه شمع و بمائید چراغ ۳
چشم دارید و به به نسبت آن روی کنید
نیست تاریک ز پروانه بدانید چراغ ۴
اگر ندیدید که چون دور شود سایه ز نوره
یک شب از پیش رخ او گذرانید چراغ ۵
بر نتابیده به حسن رخ او ای مه و مهر
گرچه هریک برخ از نور فشانید چراغ ۶
تا سحر امشب دیگر من و آن زلف کمال
شب دراز است عجب گر برسانید چراغ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۵ - کنار آب و لب جویبار و گوشه باغ
گوهر بعدی:شماره ۶۵۷ - ای خطت خوب و عبارت نازک و لبها لطیف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.