خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی، رنجهای عاشقی و حالات درونی خود سخن میگوید. او از شمع و پروانه به عنوان نمادهای عشق و فداکاری یاد میکند و به زیباییهای طبیعت مانند سرو و طوطی اشاره میکند تا احساسات خود را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۴۸ - نیستم دسترسی آنکه ببوسم پایش
نیستم دسترسی آنکه ببوسم پایش
در برفت وز سر من نرود سودایش ۱
عاشق ار سر دل خویش نیارد به زبان
خود گواهی دهد از حال درون سیمایش ۲
حال بیداری شمع از دل رنجور بپرس
که چه آمد به سر از دیده شب پیمایش ۳
شد چنان گرم به رخسار خود آن شمع چگل
که به پروانه دلان نیست دگر بروایش ۴
جای آنست که چون سایه روڈ سرو ز جای
گر بگویند به بستان صفت بالایش ۵
طوطی از گفته مانند مکرر چند
تا براندیم حدیث از لب شکر خایش ۶
گر قدم رنجه کن آن سرو به سروقت کمال
که سری دارد و خواهد که نهد بر پایش ۷
در برفت وز سر من نرود سودایش ۱
عاشق ار سر دل خویش نیارد به زبان
خود گواهی دهد از حال درون سیمایش ۲
حال بیداری شمع از دل رنجور بپرس
که چه آمد به سر از دیده شب پیمایش ۳
شد چنان گرم به رخسار خود آن شمع چگل
که به پروانه دلان نیست دگر بروایش ۴
جای آنست که چون سایه روڈ سرو ز جای
گر بگویند به بستان صفت بالایش ۵
طوطی از گفته مانند مکرر چند
تا براندیم حدیث از لب شکر خایش ۶
گر قدم رنجه کن آن سرو به سروقت کمال
که سری دارد و خواهد که نهد بر پایش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۷ - نشان شیروان دارد سر زلف پریشانش
گوهر بعدی:شماره ۶۴۹ - بار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.